تاريخ : شنبه سی ام بهمن 1389 | 14:7 | نويسنده : مقصود درودی

نمیدانم آمدنم چقدر شبیه رفتن است  شاید هم شبیه افتادن  شبیه بغضی که هیچ وقت گریه نجاتت نمی دهد حس رها شدن را باید در کجای فرصتم جستجو کنم

و آمدنم را هنوز سر درگمم و بودنم را هنوز......

من اگر چیزی نمیگویم به خاطر این نیست که چیزی برای گفتن ندارم

به خاطر این است که خیلی چیزها برای نگفتن دارم

برای نوشتن هیچ دلیلی ندارم جز خالی شدن از خودم

مرا چگونه خواهی خواند؟

و تو می اندیشی که این همه را خوانده ای بی آنکه ،همه ی مرا خوانده باشی




فعلا همین

 

 

 



پيچک